Sunday, February 27, 2005

التهابات جامعه اینترنتی

چقدر اشتباه می­کنند کسانی که گمان می برند وبلاگ یک جوان زیر سی سال در این جهان ارتباطات می تواند نظام را تضعیف کند و14 سال زندان باعث تقویت آن نظام می شود
.
کسانی که گمان برند که نظام سیاسی یک کشور در این دنیا با یک وبلاگ تضعیف می شود باید قبلاً پذیرفته باشد که اساساً آن نظام قوی و قدرتمند نبوده است. تلاش­هایی که انجام شده، تا این مسئله مورد توجه مسئولان قرار گیرد را بعد از نتیجه دادن اعلام خواهم کرد
.
متن کامل را در وب نوشت بخوانید

Friday, February 25, 2005

چهارده سال برای چه جرمی ؟

اما حكم 14 سال براي يك روزنامه‌نگار و وبلاگ نويس چيزي عادي و طبيعي نبود. سابقه اينطوري هم وجود نداشت. آشنايان به مسائل مي‌دانند كه فقط جرايم خاص امنيتي ازجمله جاسوسي ممكن بود چنين حكمي بگيرند. ولي براي يك روزنامه‌نگار، اين خيلي زيادي غيرطبيعي بود
.
متن کامل را در وبلاگ الپر بخوانید

اعجوبه های قضاوت

يک نکته ای که اشاره وار بايد بگويم اين 14 سال زندان بر اساس "همکاری با عوامل سيا" ست. گذشته از آنکه اصولا حکم سنگين دادن و بعد تخفيف دادن در ايران رسم شده است و اين خود يا به بی سوادی قاضی وقانون ندانی اش برمی گردد يا سياسی کاری اش (و چه بسا هر دو)، حکم دادن بر اساس تعريف های بی پايه و ظنيات صرف از آن بلايايی است که مصداق کامل بی عدالتی و بازی با حيثيت و سرنوشت شهروندان و بلاحقوق شمردن متهم به شيوه عهد قجر است. واقعا اين همکاری با عوامل سيا يعنی چه؟
.
متن کامل را در وبلاگ سیبستان بخوانید

Wednesday, February 23, 2005

چشم همه آقایان روشن : 14 سال

به موجب دادنامه‌ي صادره از شعبه‌ي سوم دادگاه انقلاب اسلامي استان گيلان، آرش سيگارچي به 14 سال حبس محكوم شد
.
متن کامل خبر را در ایسنا بخوانید

Wednesday, February 09, 2005

اعتراض به دستگیری آرش سیگارچی

ما جمعی از فعالین سیاسی و فرهنگی ایران، بوسیله‌ی این بیانیه آزادی فوری و بی‌قید و شرط آرش سیگارچی و تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی را خواستاریم و به این وسیله از مردم بزرگ و آزاده‌ی ایران می‌خواهیم که در مقابل این گونه تهاجم‌های رژیم اسلامی به شرف و عزت انسان و انسانیت سکوت نکنند
.
متن کامل را در خبرنامه پیک ایران بخوانید
.
نکته : این نامه ( تا بحال) فقط 6 امضا دارد . پس امضا کنندگان نامه های 400 امضایی کجا هستند ؟ اوهوی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ، بابا ! فکر کنید این بنده خدا اسمش آرش مزروعی است . خیلی باید مایه تان سفت باشد که با این برخورد های ریدمان قبیله ای ، بازهم از مردم متوقع باشید به شما (هرکدامتان ، سگ زرد برادر شغال است) رای ریاست جمهوری بدهند

Thursday, January 27, 2005

! سيگارچي اعتراف کرد: من نردبان بودم

توضيح: در راستاي اينکه بازداشت آرش سيگارچي، - روزنامه نگار شهرستاني - بيش از حد طول کشيده و خبر مشخصي از نامبرده در اختيار نيست، لذا نگارنده حدس مي زند که بازجويان گمنام ِ شهرستان رشت، منتظر دريافت راهنماي "اعتراف نويسي" از مرکز هستند. نظر به اين که ممکن است به دليل مشغله ي زياد دادستاني تهران و وزارت اطلاعات براي اعزام گروه دوم اکيپ هاي قتل نويسندگان و متفکران مخالف در خارج از کشور، نامبرده در بازداشتگاه ِ رشت از ياد برود و اعترافاتش در اذهان عمومي بي اثر شود، لذا ما در اينجا متني را تهيه و خدمت سربازان امام زمان مستقر در لاکان تقديم مي کنيم تا بلکه کار آرش را زودتر راه بيندازند و آن بنده ي خدا هم هر چه زودتر به سر خانه و زندگي اش برگردد
.
متن کامل را در خبرنامه گویا بخوانید

! آرش سیگارچی در زندان لاکان

آرش شاید از اولین کسانی بود که انتظار بازداشتش را داشت. یکی دوسالی که اونو می شناسم، بارها خوانده ام که به نحوی از انحاء در انتظار چنین میهمانی ای بوده. او شاید مثل هزاران نفر دیگر در جامعه ما همواره با این سوال درون ذهنش روبرو بود: این رو بگم یا نه؟ خط قرمز بالاخره کجاست، مرز در کجا واقع هست و خصوصیاتش چیست؟ آیا وجدان مرز هست یا مصلحت؟ بقا مهم هست یا جاودانگی؟ اصلاً چه کسی میتونه قاضی چنین لحظاتی باشه؟
.
متن کامل را در وبلاگ خالواش بخوانید

Wednesday, January 26, 2005

برای آرش سیگارچی

آرش همچنان در زندان است و خوب می دانم که نوشته های این مدعیان زیاده گو تنها وضع آرش را بدتر می کند ! آقایان تو رو خدا بس کنید! بگذارید آرش در فضایی آرام وبی دغدغه محاکمه شود. بیایید از حق داشتن وکیل برای او (اصل ۳۵قانون اساسی) از تشکیل دادگاه مطبوعات در حضور هیئت منصفه (در صورت داشتن جرم مطبوعاتی) بنویسیم و تلاش کنیم که حداقل های یک محاکمه عادلانه در موردش رعایت شود (اصل ۲۴ قانون اساسی)و به نتیجه دادگاه هر چند که به ضرر آرش باشد گردن نهیم چرا که ایران امروز بیش از هر چیز دیگر به حاکمیت قانون نیاز دارد و مطمئنم که آرش و آرش ها حاضرند قربانی شوند تا شاید روزگاری در این سرزمین تفتیش عقاید ممنوع شود و هیچ کس به صرف داشتن عقیده ای خاص مورد تعرض و مواخذه قرار نگیرد - اصل ۲۳ قانون اساسی
.
متن کامل را در وبلاگ اتوپیای خیالی بخوانید

Tuesday, January 25, 2005

نامردی

بعضي‌ها خيلي نامردي مي‌كنند كه مي‌گويند فلاني‌هاي بد اصلاح‌طلب مشاركتي [اين هم فحش شده انگار!] باندي عمل مي‌كنند و فقط به فكر آزاد شدن رفقاي خودشان هستند و خيالشان هم نيست كه يك فرد مستقل [اصلا وجود دارد؟!] را بگيرند
.
متن کامل را در وبلاگ الپر بخوانید

از آرش تا دودوزه بازی ها

بنا نيست كه روزنامه‌نگاران و اصلاح‌طلبان و مردم، به تبع خاتمي و دولت، مدام دم از شفافيت و قانونمند شدن وزارت اطلاعات بزنند، اما در وراي اين بحثها دستي هم از آستين(!) اين وزارت دربيايد كه راه ديگري را در پيش بگيرد. كمترين عيب اين رفتارهاي دوگانه و متناقض اين است كه كساني مثل آرش سيگارچي قرباني اين سياستهاي دوگانه مي‌شوند
.
متن کامل را در وبلاگ الپر بخوانید

Monday, January 24, 2005

معما

آنچه تاکنون خوانده اید ، همراه با لینک ها و ارجاعات موجود در متون اصلی ، به یقین همه آنچه که در اینترنت در مورد بازداشت آرش سیگارچی آمده نیست ولی یقینا نشان دهنده کیفیت و سطح عکس العمل هایی است که از طرف محافل سیاسی و مطبوعاتی ، در مورد بازداشت او نشان داده شده است . حالا این مطالب را مقایسه کنید با اتفاقی که - بحق و درست - در مورد اشخاصی مثل حنیف مزروعی یا خانم فرشته قاضی افتاد .آقای علی مزروعی و آقای خاتمی وآقای ابطحی وحضرت آیت الله شاهرودی و دیگر بزرگواران و نیز هیئت ها و گروههای پاسدار قانون اساسی و حقوق بشر، گویا از رسیدگی به مورد فبلی بسیار خسته و فرسوده اند که در این مورد ، اینگونه بی حال و بی خیال عمل میکنند
.
همه حرف ما دردو سوال خلاصه میشود
.
اول : در سطح ملی ، آیا وابستگی ایلی و قبیله ای به قدرت و استفاده از این رانت ، در بین مدعیان اصلاح طلبی هم ، به همان شدت و قوت صاحبان سنتی قدرت است
.
دوم : درسطح محلی ، مسئولیت جناب محمد کاظم شکوهی راد مدیر مسئول گیلان امروز، که روابط ایشان با محافل محلی قدرت ، اظهر من الشمس و شناخته شده برای خاص و عام است در قبال این مساله چیست و اخلاق و منش سیاسی ایشان چه حکم میکند
.
و دست آخر ، علاوه بر این دو سوال ، یک پرسش دیگر که در عین جدی بودن ، میتواندعاطفی و احساسی هم تلقی شود : آیا افرادی مثل آقای حنیف مزروعی و آن گروه که این روز ها بسیار به دیدار بزرگان رفته اند ،وفعلا قدر دیده اند و درصدر نشسته اند(تابعدالبته که فرصت مناسب ترباشد)، در مورد آرش وظیفه ای ندارند ؟ بنظرمیرسد آرش ، بیشتر بخاطر آنچه در وبلاگ خود نوشته - صرفنظر از درست یا غلط بودنش که در اینجا قطعا مورد بحث نیست و اگر لازم باشد باید جای دیگری نقد شود- به این مکافات گرفتار است

(!!!...)دلجویی از دوستان آرش

بنظر میرسد چگونگی برخورد ما و نیز روزنامه نگاران و انجمن های صنفی آنها با موضوع دستگیری آرش سیگارچی ، احساس تبعیض پدید آورده و ناخرسندی و اعتراض هایی را باعث شده است
.
متن کامل را در وبلاگ هوشنگ دودانی بخوانید

Sunday, January 23, 2005

مرد ترین مردان عالم سیاست

حالا که مردترین مردان عالم سیاست ما خانم فاطمه حقیقت جوست و این مردان و ابرمردان ، آرش سیگارچی را به هیچ گرفته اند و بازداشتش را نادیده انگاشته اند ، وظیفه ماست از او دفاع کنیم . شما در این مورد چه خواهید کرد ؟
.
متن کامل را در وبلاگ گیلانیان بخوانید

بهنود : آرش چرا ؟

آرش سيگارچی جوانی که جرمش اين است که می نويسد و می گويد، چرا بايد در زندان باشد
.
متن کامل را در خبرنامه گویا بخوانید

درخواست از مشارکت ، مجاهدین و معین

وثيقه آرش سيگارچی را تامين کنيد . دوستان اصلاح طلب! آقای معين، آقای خاتمی، آقای آرمين، آقای مزروعی، آقای تاجزاده، آقای نبوی آقای...! ديروز، ما برای امروز شما هم صدا شديم و حامی. امروز اين شما هستيد که بايد برای فردای آرش و ما و حتی خودتان دست ها را بالا بزنيد. اين فرصتی است تاريخی برای شما تا اثبات نماييد که با مردميد و در جبهه مردم. اين فرصت طلايی و اين موقعيت عالی را نه از خود دريغ کنيد، نه از آرش و نه از مردمی که دلسردی آنها مساوی است با شکست اصلاحات.به شما اطمينان می دهيم که تامين وثيقه آرش سيگارچی و مهيا نمودن شرايط آزادی او گام بلندی خواهد بود برای حفظ آخرين و تنها پايگاه اصلاحات از جانب شما. هشت سال فرصت سوزی کافی است! اين آخرين فرصت ها را ديگر نسوزانيد
.
متن کامل را در بر ما چه گذشت وبلاگ علیرضا تمدن بخوانید

آزادي بي‌قيد و شرط آرش

gvbانجمن دفاع از آزادي مطبوعات خواستار تشكيل كميته‌اي از سوي دستگاه قضايي براي رسيدگي به آنچه كه مساله‌ي احضارهاي اخير روزنامه‌نگاران مي‌خواند، شد. انجمن دفاع از آزادي مطبوعات خواستار آزادي بي‌قيد و شرط آرش سيگارچي يكي از اعضاي تحريريه‌ي روزنامه‌ي گيلان امروز است
.
متن کامل را در خبرنامه گویا بخوانید

بیان شفاف دلایل بازداشت

هيات مديره انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران در جلسه‌ي روز شنبه‌ي خود موضوع بازداشت سيگارچي و انصافعلي هدايت را مورد بررسي قرار داد . مسعود هوشمند رضوي دبير اين انجمن در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با تاكيد بر اين كه انجمن صننفی روزنامه‌نگاران تا وصول نتيجه‌ي نهايي موضوع بازداشت اين دو روزنامه‌نگار را پي‌گيري مي‌كند، اظهار اميدواري كرد كه هرچه زودتر سيگارچي و هدايت آزاد شوند
.
متن کامل را در خبرنامه گویا بخوانید

اطلاعیه گزارشگران بدون مرز

آرش سيگارچي سردبير روزنامه ی گيلان امروز دوشنبه ٢٨ دی ماه دستگير و در بازداشت بسر مي برد.اين روزنامه نگار در وبلاگ اش پنجره ی التهاب در ماه های اخير به دستگيری روزنامه نگاران و سرکوب آزادی بيان اعتراض مي کرد
.
متن کامل را در خبرنامه گویا بخوانید

چرا ازآرش سيگارچی حمايت نمی‌کنند؟

من به تجربه دريافته‌ام که اغلب مدعيان آزادی بيان، نه تنها به آزادی بيان کم‌ترين ارادتی ندارند، بل‌که خود به نحوی از انحاء سرکوب‌گر آزادی بيان هستند
.
متن کامل را در وبلاگ مجید زهری بخوانید

آرش سيگارچي در بند بي‌مهري

از گذشته‌هاي دور به ما آموخته‌اند دوست راستين را جز در موقع نياز نمي‌توان شناخت. تنها در هنگام بروز مشكل و دشواري است كه مي‌توان دوستيِ رفيقي را آزمود و دريافت چقدر در ادعاي معرفت خويش، صادق است. امشب كه نگاهي به سايت‌هاي خبري و وبلاگ‌هاي پرمخاطب انداختم جز چند يادداشت كوتاه كه آنها نيز با نگاهي متعجب، ناباورانه از خبر دستگيري آرش سيگارچي خبر داده بودند مطلبي نديدم
.
متن کامل را در پیام ایرانیان وبلاگ مسعود برجیان بخوانید

بازداشت يك توهين‌كننده به نظام

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد، هفته گذشته،‌ «ا ـ س» به اتهام فعاليت عليه نظام و همكاري گسترده با رسانه متعلق به سازمان اطلاعات مركزي آمريكا، بازداشت شد
.
متن کامل را در سایت بازتاب بخوانید

مدخل

زندانی شدن آرش سیگارچی قابل پیش بینی بود . او در وبلاگ خود ، معمولا از جایگاه سردبیر یک روزنامه مدعی اصلاح طلبی با مسائل برخورد میکرد ، اما رفتاری به غایت شخصی و بعضا غیرسیاسی داشت . به همین دلیل ، عکس العمل سرد وابستگان محافل سیاسی هم که متر و مقیاس و سمت گیری شان در اینگونه ماجرا ها ، فقط سود و زیان محفل متبوع شان است ، در مورد بازداشت او ، دور از انتظار نبود . نمونه بزرگتر و فراگیر تر این رفتار را در ماجرای زندان رفتن اکبرگنجی و آنچه پس از صدور مانیفست جمهوری خواهی بر او رفت ، شاهد بوده ایم . پس اتفاق تازه ای نیفتاده است
.
هرقدر رفتار سیاست بازانه و قبیله ای دارو دسته های سیاسی کشور در قبال این بازداشت ، قابل توجیه (یعنی فهمیدنی ، نه پذیرفتنی) باشد ، وهرقدر بتوان حدس زد که روزنامه متبوع این روزنامه نگار ، ممکن است بخاطر مواجه شدن با برخی تهدیدات ، یا دست زدن به برخی معاملات و بند و بست های معمول (که این دومی البته ، بدلایلی بیشترداب آن بزرگوار است) ، دست گشاده ای در پیگیری مساله ندارد ، اما رفتاربخشی از وبلاگ نویسان ، چه ازنوع فرنگی اش که معذوری ندارند و اگر بخواهند به راحتی رنگ عوض میکنند و امروز میشوند و یا به رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه نامه مینویسند و آقایان را از باب ستمی که بر دوستان شان رفته است ، مشتمال میدهند و تهدید میکنند ، و چه از نوع ایرانی اش که داعیه آزاد اندیشی دارند و چه حتی از انواع گیلانی اش که مدعی نوعی روابط دوستانه مبتنی بر همشهری گری و رفاقت چشم اندر چشم هستند ، حد اقل تا کنون ، کاهلانه و ناپذیرفتنی و البته نشانه ظرفیت و بضاعت اندک همه ما برای عملکرد مبتنی بر اندیشه و تصمیم عاقلانه و نیز موقعیت توسعه نیافته و جنینی سازمان ها و تشکیلات غیر دولتی در این ولایت است . تا جاییکه نویسنده این سطورمطلع است ، عکس العمل وبلاگ نویسان گیلانی در این مورد ، باز بگوییم حد اقل تاکنون ، خیلی قابل اعتنا نبوده و حتی آنها که خود روزنامه نگارند و دارای منافع مشترک صنفی ، یا آنها که بصورت ناشناس مینویسند ، توجه زیادی به موضوع نداشته اند
.
نویسنده این سطور ، از موضع موافقت یا مخالفت با منش و رفتار سیاسی و شخصی آرش سیگارچی عمل نمیکند . در چنین شرایطی ، نه موقعیت برای نقد اندیشه و عمل او مناسب است و نه عرف جامعه ما نقد اشخاص در چنین شرایطی را آیین درویشی میداند . پس این گفتگو باشد برای بعد و اکنون این دفتر را باز میکنیم و فعلا کوشش خواهیم کرد همه آنچه را که در باره آرش در دنیای مجازی انتشار می یابد ، یک جا گرد آوریم . آرش روزی نه چندان دور ، آزاد خواهد شد و روزی نه چندان دورتر ، پیش خود به داوری و ارزیابی خواهد نشست . شاید آن روز این نوشته ها به درد او هم بخورد